شمس الدين محمد بن محمود آملي

217

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

و اعقدت لسانه عليه كيلا يذكره . پس اين صورترا بنويسد : هفت بار و اين رقعه را اگر تواند در سراى آن كس در حفره دفن كند و اگر نتواند در سراى خود آن را به خاك به پوشاند و چيزى گران بر سر او نهد . مولانا فخر الدين رازى در سر مكتوم خود آورده است كه قريب به صد نوبت اين را تجربه كردم هميشه راست آمد . به جهت عقد شهوة مرد از زن بستاند مسله از نحاس و در آتش نهد تا نرم شود پس بيرون آرد و آن را كج گرداند چنان كه سر او بنزديك سوراخ رسد و بگويد : « اللهم رب جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و مهائيل و فنائيل و رفنائيل و هيافيل و برائيل كما لم يدخل طرف هذه المسلة بعينها كذلك لا يدخل اير فلان بن فلان فى حر فلانة ابنة فلانة . و در آنجا دمد و آن مسله را در گورى قديم دفن كنند و نشان كنند تا اگر خواهد بگشايد داند كه كجاست چه مادام كه آن مسله در آن جا باشد آنكس گشاده نشود . وجهى ديگرت بنويسد بر كاغذ و بر در آن كس دفن كند : « اخذ فلان بن فلانة عن اعضائه و جميع جوارحه اخذته عن راسه ذى الاشعار و طرفه ذى الابصار و يديه ذوات الاظفار و جسمه ذى الاخطار و بطنه ذى الاكمار و فخذيه حتى اذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا حتى اذا جعله نارا قال اتونى افرغ عليه قطرا فما استطاعوا